ابو القاسم راز شيرازى

241

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

به واسطهء آن ، فيض به مظاهر جزئيّهء اين دو صفت برسانند . و مظهر لطف و جمال او را در عرف شريعت ، ملك نامند كه به واسطهء آن ، نور علم و دين و حكمت و معرفت به انبياء و اولياء خود وحى و الهام فرمايد ، كه : فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها « 14 » ، و مظهر جلال و غضب و قهر او را در عرف شرع ، « ابليس » نامند كه شكوك و اوهام باطله و عقايد فاسده و خطرات « 15 » در صدور و اوهام خلايق كه پيروى او نمايند القاء و وسوسه نمايد ، كه : الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ « 16 » . و چون حقّ - جلّ و علا - انسان را مظهر جميع صفات كماليّهء خود فرمود ، او را خلعت خلافت عوالم ظهور و بطون پوشانيد ، لهذا انسان بحسب جامعيّت دو صفت لطف و قهر و جمال و جلال و رحمت و غضب ، با آن مظهر كلّى اين دو صفت كه ملك و « ابليس » است مرتبط است ؛ و از جهت روح و عقل كه انسان مظهر جمال و لطف و رحمت است ، مرتبط است با ملائكه ، و از حيثيّت نفس و بدن كه مظهر جلال و قهر و غضب است ، مرتبط است با شياطين . و قلب انسانى كه واسطهء فيما بين روح و عقل و نفس و بدن است در بدايت حال كه به كمال خود نرسيده ، در تقلّب است ميان حقّ و باطل و ظلمت و نور و علم و جهل و الهام و وسوسه . و حقّ - جلّ و علا - موكّل فرمود به قلب بنىآدم ملكى را كه دعوت مىكند به سوى خير ، و او را ملهم نامند ، و دعوت او را الهام گويند . و مسلّط فرمود در مقابل او شيطانى را كه دعوت مىكند عبد را به سوى شرّ ، و او را وسواس نامند ، و دعوت او را وسوسه گويند . و در احاديث وارد است كه : « هرگاه تولّد شود از براى بنىآدم مولودى ،

--> ( 14 ) - به مجلّد اوّل ، مقدّمهء شارح ، صفحهء 7 و منهج اوّل ، صفحهء 10 رجوع شود . ( 15 ) - در اينجا ، منظور از خطرات ، خيالاتى است كه بر ذهن خطور مىكند . ( 16 ) - آنكه در سينه‌هاى مردم وسوسه مىكند : سورهء 114 آيهء 5